ایوان (یا ایو) ویلیامز (50) پیش از این یک کهنه سرباز سیلیکون ولی با سابقه ای چشمگیر بود، زمانی که توییتر را در سال 2006 با جک دورسی، بیز استون و نوآ گلس تأسیس کرد. اولین شرکت او، Pyra Labs، نرم افزاری را برای مدیریت پروژه ها در اواخر دهه 1990 توسعه داد. اما به عنوان یک پروژه جانبی، ویلیامز همچنین یک وب سایت ایجاد کرد که در آن هر کسی، بدون دانش فنی، می توانست افکار و مشاهدات خود را با جهان به اشتراک بگذارد – به اختصار یک “وبلاگ” یا وبلاگ. خود ویلیامز در آن زمان چند سالی بود که وبلاگ نویسی می کرد، اما دید که باید آن رسانه را بسیار قابل دسترس تر کند.
ویلیامز اصطلاح “وبلاگ” را اختراع نکرد، اما این عبارت را با نامگذاری وب سایت خود بلاگر رایج کرد. این یک گام میانی مهم بین «صفحات خانگی» خانگی دهه 1990 بود که برای کسانی که با فناوری مانند HTML و Flash آشنا بودند و رسانه های اجتماعی بعدی مانند فیس بوک با میلیاردها کاربر اختصاص داشت. او بلاگر را در سال 2003 به گوگل فروخت، زمانی که حدود یک میلیون وبلاگ داشت و مدتی در غول جستجو باقی ماند.
به طرز عجیبی، در شرکت بعدی او، Odeo، همین اتفاق افتاد: محصول واقعی که او روی آن کار میکرد (در این مورد نوعی سایت مجموعهای از پادکست، رسانهای که تنها سالها بعد از بین میرفت) به نتیجه نرسید، پروژه جانبی مشخص شد. ضربه خورده بودن . . آن پروژه جانبی توییتر بود، ایدهای از برنامهنویس جوان، جک دورسی.
رسانه انبوه
دورسی به عنوان «مخترع» واقعی توییتر در تاریخ ثبت شد، اما نقش ویلیامز کاملاً حیاتی است. دورسی توییتر را بهعنوان پلتفرمی میدید که به دوستانتان بگویید در حال انجام چه کاری هستید (اولین توییت او «فقط راهاندازی Twttr من» بود). ویلیامز چیزی کاملاً متفاوت در آن دید: مرحله بعدی بعد از بلاگر، یک رسانه جمعی بیش از حد در دسترس که به همه اجازه می دهد در بحث جهانی شرکت کنند. توییتر در نهایت به هر دو تبدیل شد، همانطور که استفاده میلیاردر ایلان ماسک از این پلتفرم نشان می دهد. ماسک (که ابتدا میخواهد توییتر بخرد اما اکنون از خرید خودداری میکند) یک روز درباره سفرش به ونیز توییت میکند و حوصله اش سر رفته است، سپس چند روز بعد اسپیس ایکس را تبلیغ میکند، با هیئت مدیره توییتر بحث میکند و خواستار نهایی شدن دونالد ترامپ میشود. بازنشستگی همه اینها در مقابل بیش از 100 میلیون مخاطب شخصی.
تفاوت دیدگاه و رویکرد بین دورسی و ویلیامز در نهایت منجر به یک جدایی دردناک شد: ویلیامز ابتدا دورسی را در خارج از کشور کار کرد تا در سال 2008 خود مدیرعامل توییتر شود. دو سال بعد، نوبت ویلیامز بود که در یک کودتای اینترنتی برکنار شود که (طبق کتاب هچ کردن توییتر توسط نیک بیلتون) توسط دورسی به راه افتاد. خود جک دورسی بین سالهای 2015 تا 2021 به عنوان مدیرعامل بازگشت، اما سال گذشته بازنشسته شد.
“درک عمیق تر”
اقدام سوم ویلیامز، پس از حذف او از توییتر، بسیار امیدوارکننده آغاز شد: پلتفرم جدید او، Medium، باید به اندازه توییتر قابل دسترسی باشد، اما فضای بیشتری برای عمق و ظرافت داشته باشد. ویلیامز در سال 2012 نوشت: «اکنون که اشتراکگذاری اطلاعات را تقریباً بدون دردسر کردهایم، چگونه میتوانیم درک عمیقتری داشته باشیم در حالی که فرصتها را برابر میکنیم تا ایدههای خوب از همه جا بیایند؟» ده سال بعد، فقط میتوانیم ببینیم که او چنین چیزی ندارد. پاسخ به این سوال واقعا پیدا شده است.
سردبیران Medium. NYT
مدیوم گاهی اوقات پرطرفدارترین مکان بود که در آن افراد مهم میتوانستند نظرات خود را به طور کلی به اشتراک بگذارند (مثلاً اگر آنقدر مهم نبودند که به آنها اجازه داده شود این کار را در یک مقاله نظری در وبسایت انجام دهند. واشنگتن پست† اما برای اینکه خوانندگان را به پست Medium خود برسانید، در واقع باید از توییتر عبور میکردید. شاید کاملاً تصادفی نباشد: توییتر چند هفتهای است که Notes را آزمایش میکند، راهی برای اشتراکگذاری مستقیم پیامهای طولانیتر (مثل متوسط) در توییتر. این باعث می شود که Medium کمی نابهنگام تر و دوباره زائد تر شود.
برای چندین سال ویلیامز سعی کرد رسانه را بیشتر شبیه رسانه های سنتی کند، با انتشارات آنلاین پولی مانند OneZero و زورا نوشته شده توسط روزنامه نگاران حرفه ای اما این طرح هرگز کاملاً اجرا نشد و در اوایل سال 2021 او دوباره تغییر مسیر داد و 75 سردبیر خود را اخراج کرد. او در آن زمان نوشت: «امروز، اعتبار و خوانندگان عمدتاً از طریق افراد، صداهای فردی و نه برندها ساخته میشوند. او امیدوار بود که روزنامهنگاران مستقل به صورت رایگان در مدیوم پست کنند، تا زمانی که مطالب مورد توجه قرار گیرد، پول دریافت کنند.
اکوسیستم بهتر
ایو ویلیامز نقش جدیدی را به عنوان رئیس هیئت مدیره در Medium بر عهده می گیرد. به عنوان مدیر عامل، یکی از افراد محرم به نام تونی استابلبین جانشین او شد. ویلیامز روز سه شنبه نوشت: «داستان مدیوم هنوز به پایان نرسیده است. او عمدتاً روی پروژه های جدید تمرکز خواهد کرد.
او در مورد خود می نویسد: “هدف اصلی من در دوران بزرگسالی ام ساختن سیستم هایی بود که تبادل دانش و ایده ها را ممکن کند.” صفحه متوسط خود† «چیزی بسیار مهم که از روزهای اول آشکار شده است این است که دموکراتیک کردن رسانهها بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که ما فکر میکردیم. مزایا معایبی نیز به همراه داشت. اما این بدان معنا نیست که ما نباید سعی کنیم اکوسیستم اطلاعاتی بهتری بسازیم. آیا این واقعاً دلیلی برای دست کشیدن از تلاش نیست؟
ویلیامز با یک شرکت هلدینگ و آزمایشگاه تحقیقاتی جدید، اکنون میخواهد به کار بر روی آن اکوسیستم اطلاعاتی بهتری که سالها رویای آن را در سر داشت، ادامه دهد. آیا پروژه های بعدی او به اندازه بلاگر، توییتر و مدیوم تاثیر خواهند داشت؟ شاید.
ستاره او پس از ده سال در مدیوم کمی محو شده است. او همچنین همیشه بیشتر از یک مدیر کارآمد که میتوانست کارها را انجام دهد، مردی با ایدههای عالی بود. در توییتر، او در بلاتکلیفی عالی بود. و Medium به نظر می رسد در دهه گذشته با تغییرات تاکتیکی متوالی عقب مانده است، در حالی که رسانه های خبری آنلاین با مشخصات واضح تر مانند Buzzfeed از یک سو و رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر از سوی دیگر.
در سال 2022، رویای او برای گفتگوی عمومی غنی تر و گسترده تر در اینترنت، دورتر از همیشه به نظر می رسد.