در این میز کمک هر روز در مهمانی های پایان سال به یک سوال می پردازیم. امروز: چگونه می توانیم کریسمس را با شدت بیشتری تجربه کنیم؟ پیتر وانتیگم به خاطراتش فرو می رود تا پنج نکته سفید برفی را جمع آوری کند.
همه چیز را به موقع آماده کنید
روز کریسمس روزی است که نباید عجله کنید و فقط به آنچه ما را به هم متصل می کند فکر کنید. مثل یک سفر در تابستان است: اگر تا آخرین لحظه کار کنید، سپس تمام چمدانهایتان را در یک چمدان بیندازید و صبح زود بروید، به همه همسفرانتان استرس وارد میکنید و سه روز اول اقامتتان را به حالت توانبخشی کاهش میدهید. دوره زمانی. به جای اینکه آهسته شروع کنید، چند روز قبل برخی چیزها را آماده کنید تا برنامه شما در خود روز بیش از حد بار نشود: آنگاه به احساس جشن خواهید افتاد. در سالهای اخیر ما یک شعبه خانوادگی در شب کریسمس دریافت کردهایم، حدود سی نفر، و من حتی دوست دارم چند روز تعطیلات را برای آن بگیرم. همه چیز اینجا باید دو ساعت قبل از آمدن مهمان آماده باشد. این به شما کمک می کند تا به موقع شروع کنید، با آرامش بیشتری برنامه ریزی کنید و کاملاً استراحت کنید و وقتی زنگ در به صدا در می آید به گرمی باز باشید.
هارمونی یک کالای گرانبها است
راه های زیادی وجود دارد که می توانید یک مهمانی کریسمس را رسمی، خسته کننده و آراسته کنید. همه تجربه کردهاند که صحبتها به جایی نمیرسد، معدهتان بعد از غذا چنان سنگین میشود که دیگر نمیتوانید حرکت کنید، یا سرتان در الکل شنا میکند. بلکه از خود بپرسید چه چیزی مهم است. آیا می خواهید مهمانان شما بتوانند با یکدیگر صحبت کنند و احساس خوبی نسبت به یکدیگر داشته باشند و احساس خوبی داشته باشند؟ سپس مانند خوک های چاق کننده به آنها غذا ندهید و به آنها غذا ندهید، یا با ارائه غذاها و نوشیدنی های انحصاری، یا بسیار گران قیمت، یا صرفاً بسیار زیاد، اعتبار خود را افزایش دهید. یک بینش طلایی: بیشترین قدردانی در ذهن اتفاق میافتد، و در آنجا میتوانید با لهجههای کوچک، دکوراسیون زیبا و توصیفهایی که به خوبی انتخاب شدهاند، بسیار قانعکننده باشید. یک لقمه هم مادربزرگم با سپر می داد، آن هم خانگی، و لحن را تنظیم کرد و همه را گرسنه نگه داشت. این یک هدیه بسیار خوب است که بتوانید راضی اما با احساس سبکی در بدن و سر میز را ترک کنید.
فقط هدیه ندهید
این فقط بخشی از گرفتن هدایا است، زیرا کریسمس پس از هالووین و سینترکلاس، سومین ایستگاه در حمله بزرگ پاییزی صنعت هدیه است. مطمئناً شما قبلاً انواع ترفندها را برای دادن و دریافت هدیه مناسب امتحان کرده اید، به عنوان مثال در طول ماه در هنگام صبحانه به او اطلاع دهید که یک ارسی زیبا را دیده اید که در خانه پل اسمیت خوابیده است، یا به طور غیرعادی لیست آرزوها را ارسال کرده اید. نامه. به گفته دانشمندان علوم اعصاب، با این حال، لذت واقعی هدیه دادن عمیق تر است. با یک هدیه، تصویری که از گیرنده دارید را بیان می کنید. که تقابلی است. اگر بطری های شراب را یکی پس از دیگری می نوشید، می توانید روز را با خماری به پایان برسانید بدون اینکه حتی یک قطره بنوشید. وقتی یک جفت جوراب به دست می آورید، مانند یک یخ چینی در ذهن شما می گذرد که در حال درمان سریالی هستید، که برای آن باید با بهترین لبخند سریالی خود نیز تشکر کنید. پول گرفتن اصلا معنی نداره اما وقتی گردنبندی را که با یک بلوز جدید بسیار خوب میآید، به علاوه از برند مورد علاقهتان Lapponia، به دست میآورید، میتوانید فکر کنید که هدیهدهنده شما در مورد اینکه چه کسی هستید، برای چه چیزی هستید و چه چیزی شما را زیبا میکند، فکر کرده، ارزیابی کرده و جستجو کرده است. این فکر در واقع بسیار بیشتر از خود آن گردنبند ارزش دارد. و حتی بهتر هم می شود: زیرا بخشش ما را خوشحال تر از دریافت می کند. بنابراین، خوب دادن چالش در این زمان هدیه است.
در مورد دکوراسیون خود با دقت فکر کنید
دکوراسیون کریسمس چنان کلیشه ای شده است که به سختی می توان بین سنت، ترندها و کیچ راه یافت. مادربزرگ من درختان کریسمس خود را با انتخاب تنها دو رنگ به روشی مینیمالیستی به آثار هنری تبدیل کرد: نقره ای و قرمز. مادرم هفتهها به فکر جزئیات در دکوراسیون اتاق نشیمن بود تا آنها را جذاب کند اما هرگز بیش از حد سنگین نشود. این یک بازی با نور و تاریکی، با صدا و بو است – به هر حال، یک عطر معمولی کریسمس چیست؟ – و حتی با آکوستیک و تصاویر. تزئین مهم است، اما در عین حال دشوار است، زیرا هویت شما را تحت تأثیر قرار می دهد و شما تصویری از خود به نمایش می گذارید. شما می توانید با شخصیت های اصیل، هنری، بی اعتدال، بداخلاق، خوش سلیقه، خنده دار مواجه شوید. وقتی نمای خود را تزئین می کنید، نشان می دهید که برای تماس اجتماعی باز هستید. خیلی جالب است که با بابانوئل که از پنجره شما آویزان است حل شود.
تاریکی را احساس کنید
مدتهاست که او را فراموش کرده ایم، اما این امپراتور روم کنستانتینوس بود که در سال 336 پس از میلاد تصمیم گرفت که روز کریسمس در ماه مارس یا ژانویه رخ ندهد، بلکه در 25 دسامبر باشد. این هوشمندانه بود، زیرا با چند سنت بت پرستی که در آن روز جشن میگرفتند، مرتبط بود، مانند سنتهای Sol Invictus و خدای ایرانی میترا. همه آنها حول انقلاب زمستانی، تولد دوباره نور می چرخند. به طوری که ما شمع روشن می کنیم و گلدسته های چراغ را در بیرون آویزان می کنیم، حس عمیق تری از زمان انسان را به خود جلب می کند که به عمیق ترین تاریکی خود رسیده است و از فردا هر روز روشن تر می شود. شما به راحتی می توانید عصرها با بیرون رفتن از خانه جشن بگیرید، به عنوان مثال برای پیاده روی بین وعده های غذایی و شام. در خانواده من همیشه با پای پیاده از یک روستای تاریک به یک رستوران در یک شهر مرکزی راه می رفتیم، صف طولانی مردم با هم گپ می زدند، گاهی اوقات در منظره ای برفی – نهایت هیجان! این تقابل بین تاریکی سرد و نور گرم است که ما را به یکدیگر و به هزاران سال پشت سرمان متصل می کند، زمانی که مردم این لحظه را با هم جشن گرفتند.