امیلی در پاریس در نتفلیکس، مانند شخصیت اصلی، با شور و اشتیاق در مرز عشق مورد انتقاد قرار می گیرد. بعد از سه فصل به جرات می گوییم که این کمدی مهاجرواقعا از آن لذت می برد
در سالهای اخیر، جوهر زیادی در مورد ظهور قهرمانان زن نامطلوب ریخته شده است. حتی تیلور سویفت این روزها با افتخار خود را به عنوان یک “ضد قهرمان” معرفی می کند. اما در ردیف هانا (دختران), آرابلا (ممکنه نابودت کنم)، فلی بگ (خوب بله… کیسه کک) و همکاران، به ندرت امیلی را پیدا خواهید کرد امیلی در پاریس مواجه شدن. با این حال، تعداد کمی از شخصیتها به اندازه یک مهاجر آمریکایی در پایتخت فرانسه نفرت را برمی انگیزند. امیلی هر چیزی را که با آمریکایی های خارج از کشور اشتباه است را به تصویر می کشد. او سطحی است، همه چیز را می داند و از همه بدتر، همیشه شاد است.
سریال، مانند شخصیت، به شدت مورد بدگویی قرار می گیرد. نه به ناحق: شما جریان بی پایان پالپ در نتفلیکس را مدیون موفقیت شما هستید امیلی در پاریس. یک شوخی تکراری در بین بینندگان این است که سریال اثر آرام بخش لوبوتومی دارد. و ممکن است قصد این باشد. نیویورکی ها حتی یک اصطلاح برای آن ابداع کرد: “تلویزیون محیط”. تماشای ماجراهای دیوانه وار امیلی در حالی که شما کار دیگری انجام می دهید، مانند غذا خوردن، رفت و آمد یا پیمایش در اینستاگرام آسان است. او با فانتزی خود در مورد یک بازاریاب جوان و جاه طلب در بخش لوکس پاریس برخورد کرد. جنسیت و شهربه عبارت دیگر، خالق دارن ستاره در بازار استریم شکاف دارد.
چشمان آهوی وحشت زده
امیلی هم همینطور اینجا برای ماندن. کوئل وحشت! یا نه؟ بعد از سه فصل به جرات می گوییم که سریال واقعاً لذت های خودش را دارد. و ما فقط در مورد لباس های عجیب و غریب صحبت نمی کنیم. سازندگان به خوبی می دانند که شخصیت اصلی آنها چه تاثیری بر بیننده دارد و هوشمندانه به این موضوع پاسخ می دهند. “از اینکه قانون عرضه و تقاضا را برای من توضیح دادید متشکرم، امیلی. ایستگاه بعدی، بانک جهانی؟»، یک تاجر با عصبانیت پاسخ می دهد که برای چندمین بار درخواست می کند. emily-splained در حال تبدیل شدن است. چشمان آهوی وحشت زده بازیگر لیلی کالینز در چنین صحنه هایی ارزش طلا را دارد.
ایفای نقش او چقدر طناب محکمی است و اینکه کالینز چقدر خوب کار می کند، در صحنه هایی که با رئیس آمریکایی اش با بازی کیت والش بازی می کند، به طرز دردناکی مشخص می شود.آناتومی گری). والش ممکن است خنده دار باشد وقتی که فرانسوی کهنه خود را بیرون می کشد، اما طوری رفتار می کند که انگار در یک فیلم کمدی کودکانه دهه 1990 آمریکایی انتخاب شده است. حیف است، زیراوقتی فرهنگ آمریکایی و فرانسوی با هم برخورد می کنند، این کمدی مهاجر در بهترین حالت خود است.
صحنه هایی با قرار دادن محصول، که در آن خط داستانی به یک کمپین تبلیغاتی منتقل می شود، کاملاً بی شرمانه است. به عنوان مثال، سازندگان از شما می خواهند که باور کنید مک دونالد یک برند لوکس است. بسیار سرگرم کننده تر است اگر فقط اشاره ای به مارک های واقعی مانند JVMA وجود داشته باشد، که کنایه ای نازک از شرکت مد LVMH است.
به هر حال، امیلی در پاریس هنوز هم عمق حرف را دارد کوچک در کوه. این مانند یک سفر شهری است: کاملا غیر ضروری است، شما به سختی شهر را می شناسید، اما بسیار خوب است که از همه آن دور شوید.
امیلی در پاریسفصل 3، نتفلیکس