ترس از ارتفاع، عنکبوت و پل: آن ترس های کوچک هنگام سفر

عنکبوت های عجیب و غریب در جنگل. نماهایی که باعث ترس شما از ارتفاع می شود. سوسک ها روی کاغذ دیواری هتل. پل هایی که برای عبور از آنها خیلی بزرگ هستند. در تعطیلات اغلب ترس هایی دارید که در زندگی عادی ندارید. بنگ بنگ پس چیکار میکنی؟

آیا در این تعطیلات ترسیده اید؟ فقط می گویم: برای مارها، عنکبوت ها، کوه های بلند، دریاهای عمیق، پل های بی پایان، کوسه ها، دزدان پاسپورت؟

انجام میدهم. نه برای کل لیست برای ارتفاعات و پل ها مناسب است. در سفرمان همان کوهپیمایی بود که قبلاً در مورد آن خوانده بودم و جمله “برای کسانی که از ارتفاع می ترسند مناسب نیست” گیر کرده بود.

باشه. اونوقت آدم چیکار میکنه؟ احتمالاً در حال جستجو کردن تصاویر چیزی که دیدم به من اطمینان نداد: یک شیب صخره ای شیب دار که مردم به سادگی روی آن راه نمی رفتند، بلکه روی زنجیر بالا می رفتند، در حالی که عمق اشاره می کرد. چند روز قبل از حرکت، آن تصویر در ذهنم نقش بست. ترس از ارتفاع چیز عجیبی است. به خودم گفتم دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد. چرا باید بیفتم؟ اگر بخواهم این حرکت را در فاصله شش فوتی از زمین انجام دهم، نسیم می‌شود. تفاوت کجاست؟ بنابراین ذهن من بین طلسم عقلانی از یک سو و افکار وحشت زده از سوی دیگر در نوسان بود. در مورد دوم این بود: “دست های من عرق می کنند!” “من می خواهم آن زنجیر را از سرم بکشم!”

اما نگاه کن. وقتی لحظه صعود فرا رسید، من قبلاً این صحنه را چندین بار بازی کرده بودم و خیلی شدیدتر در ذهنم بود که در نهایت با آن ترس بد نبود. با این حال من همچنان به دامنه کوه خیره شدم. نه به کنار. پایین نیست.

سناریوی مشابه اوایل تابستان امسال، با دی بروگ. من باید جایی در زیلند بودم، بنابراین باید از پل زلند عبور می کردم. پنج کیلومتر بالای آب روزها بود که روی این موضوع استرس داشتم. بدون خط خرابی! اگر در نیمه راه وحشت کنم چه؟ من نمی توانم برگردم! آنجا هم بعد از یک کیلومتر ترس کم کم از بین رفت.

نه اینکه من یک ترس عمومی ریشه دار شده باشم. Le Pont de Normandie، خوب، شما هنوز من را متوجه این موضوع نخواهید کرد. خیلی بالا، خیلی ترسناک اما آنطور نیست که همکار کات شوبروک چند سال پیش به این روزنامه گفت:

وقتی او به سفر می رود، ابتدا متوجه می شود که چگونه می تواند از پل های بزرگ در طول مسیر اجتناب کند، ترس او از پل های بزرگ بسیار عمیق است. جفیروفوبیابه طور رسمی نامیده می شود. او نوشت: «به سختی می‌توانم آن را توضیح دهم، اما به نظر می‌رسد که پایانی برای آن وجود ندارد، زیرا اعماق زیر من عمیق‌تر می‌شود. بعد از چند متر متقاعد شدم که هر لحظه ممکن است از حال بروم و سپس تصادف کنم. او می گوید که چگونه در ایالات متحده، رانندگان اغلب باید از پل های بزرگ در پل یادبود دلاور یا پل خلیج چساپیک پس از فلج شدن از ترس بیرون کشیده شوند. من خودم هم خواندم که چگونه در منطقه ای که به کوهنوردی رفتم، هلیکوپترهای امدادی گاهی مجبورند برای سوار کردن افرادی که از ترس ارتفاع مسدود شده اند بیرون بروند. بیرونی که این احساس را نمی داند می گوید: «دوم». “قابل تشخیص”، ترس از ارتفاع در مبل خود در خانه آه می کشد.

لرزش در ستون فقرات شما

چون قابل تشخیص است. وقتی در ویراستاران در مورد آن صحبت می‌کنیم، دیگر ترس‌های غیرمنطقی تعطیلات از سوی همکاران روی میز می‌آیند: ترس از عمیق بودن در استخر! ترس از دریا! آفات! کوسه ها! آسانسور هتل!

جالب اینجاست که یک نفر برای استراحت به سفر می رود و سپس شما همچنان در یک طوفان استرس کوچک قرار می گیرید. Bram Vervliet، مدرس ارشد روانشناسی در KU Leuven، و نویسنده کتاب چرا ما می ترسیم، این را چندان تعجب آور نمی داند: “رفتن به سفر به این معنی است که شما از منطقه راحتی خود خارج می شوید، و پس از آن تعجب آور نیست که (دوباره) کشف کنید که ترس های خاصی دارید، چیزهایی که لزوماً مانع شما در زندگی روزمره نمی شوند. ، و لزوماً برای آن نزد یک درمانگر نمی روید. حدود پنجاه درصد از مردم گزارش می دهند که در مورد این چیزها احساس ناراحتی یا حتی کمی دلهره دارند. فقط ده درصد آنقدر آزارشان می دهد که درمان مشکل ساز است.




برکه لعنتی نورماندی.

عکس: Getty Images/iStockphoto



او ترس از ارتفاع را نمونه ای معمولی از چیزی می داند که به ویژه در تعطیلات رخ می دهد. مگر اینکه برای آتش نشانی کار کنید یا مجبور نباشید در ساختمان های بلند به عنوان پاک کننده پنجره آویزان شوید، در زندگی عادی درگیر آن نیستید. تقریباً مانند یک متخصص تجربه، Vervliet می داند که چگونه آنچه را که در چنین لحظه ای اتفاق می افتد توصیف کند. این نوع ترس سه مولفه دارد. جذاب‌ترین بخش جنبه فیزیکی آن است: در ستون فقرات خود احساس لرزش می‌کنید، ضربان قلبتان بالا می‌رود و در برخی موارد شروع به تهویه هوا می‌کنید، یعنی بیش از حد عمیق نفس می‌کشید، که باعث می‌شود هوشیاری کمی باریک‌تر و احساس سرگیجه در سرتان ایجاد شود. سپس افکاری که در مورد آن دارید وجود دارد. انواع و اقسام سناریوهای فاجعه در سرتان می گذرد، فکر می کنید قرار است سقوط کنید، یا، احمقانه تر، خودتان می پرید. یا در مورد پل، تصور می کنید که ماشین شما خراب می شود و نمی تواند آن را ترک کند. جنبه سوم رفتاری است که با آن همراه است: شما به طور تشنجی به دیوار یا به سمت کوه می چسبید. یا روی پل: قرار است خیلی آهسته رانندگی کنید.’

آشنا به نظر می رسد و به همین دلیل چیز خنده داری نیز دارد. ما می توانیم خودمان را ببینیم که آنجا ایستاده ایم. احمقانه به کوه یا پله های برج ایفل چسبیده است. دراماتیک نیست. Vervliet: “کمی ترس در تعطیلات نمی تواند صدمه بزند. شما از منطقه راحتی خود خارج می شوید و می خواهید کمی تنش را تجربه کنید. برخی از مردم نیز آگاهانه به دنبال آن هستند، با یک مسیر ارتفاع، ترن هوایی یا سواری مرگ. در نهایت این نوعی استرس سالم است، شما همچنین می خواهید کمی از محدودیت های خود عبور کنید. از سوی دیگر، شما نمی خواهید در طول سفر یک حمله پانیک بزرگ را تحریک کنید، بنابراین کمی جستجو برای تعادل است.

از درمانگر یاد گرفت

می‌توانید از اصولی که درمانگران برای هدایت آزادانه‌تر افراد مبتلا به اضطراب در زندگی به کار می‌برند، برای ترس‌های کوچک‌تر تعطیلات چیزی بیاموزید. معمولی اختلالات اضطرابی این است که شما در نهایت از ترس می ترسید، ترس از اینکه ترس با بدن و سر شما چه می کند، که به زودی آن را پیش بینی می کنید. و اگر ترس عمیق باشد، رفتار اجتنابی ایجاد خواهید کرد. می شنوم که چطور همکار کات با ترسیم مسیری بدون پل از ترسش از پل ها دوری می کند. و همچنین می توانستم تصمیم بگیرم که آن پیاده روی کوهنوردی را انجام ندهم. Vervliet: «این نوع اجتناب چیزی را حل نمی کند. تنها کاری که انجام می دهید این است که از چیزی که به عنوان خطر می بینید فرار کنید. در اضطراب درمانی، این رفتار اجتنابی ترسیم می شود و مرحله به مرحله حذف می شود. مثلاً با یک درمانگر در صندلی مسافر از روی پل رانندگی کنید، یا در صورت ترس از ارتفاع، خودتان به ارتفاعات بالاتر و بالاتر برسید و آنچه را که می بینید و احساس آن را بپذیرید. یا برای مدت طولانی به یک عنکبوت نگاه کنید و نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شوید.

ترس از ارتفاع، عنکبوت و پل: آن ترس های کوچک هنگام سفر




عنکبوت ها در جنگل، چیزی برای یادگیری دوست داشتن.

عکس: گتی ایماژ



یاد می‌گیرم که رویارویی اولین قدم ضروری است. «تا زمانی که در کنار دامنه کوه بایستید، یاد نخواهید گرفت که ایستادن در آنجا اشکالی ندارد. برای آن، ابتدا باید به ترس عادت کنید، حتی اگر ترسیده و سرگیجه داشته باشید، و متوجه شوید که چیز بدی نیست. هر ترسی همیشه فروکش می کند. روی چیزهای ملموس تمرکز کنید، جایی که پاهای خود را قرار می دهید، جایی که مسیر است، و سعی کنید تنفس خود را آرام کنید.

منطقی کردن این نیز کمک می کند. ترس در سر شماست. این غیر منطقی هاست چه می شود اگر؟-فیلمنامه هایی که خودتان می نویسید که این نوع ترس ها را برمی انگیزد. یا فیلمنامه هایی که دیگران می نویسند. زیرا نگاه کنید: تحقیقات نشان می دهد که فیلم آرواره ها Vervliet می‌گوید، افراد بی‌شماری را با ترس از اعماق دریا زین کرده است. بدون شوخی.

و شما؟ ترس های تعطیلات را چقدر سرگرم کننده یا آزاردهنده می دانید. با آن چه می کنید یا در برابر آن؟ به من ایمیل بزنید: [email protected]. هفته آینده: فهرستی از نکات و تجربیات شما.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *