ویم ون دو وورد از هالپلین 1712 می گوید خشونت شریک جنسی پیچیده تر و عادی تر از آن است که ما جرات فکر کردن را داشته باشیم.
در این هفته، دو مورد دیگر از خشونت شدید شریک زندگی خبرساز شد. یک چهل و چند ساله در پوته تصمیم گرفت آپارتمان سابقش را به آتش بکشد. این مرد همچنین بارها و بارها به شریک سابق خود حمله کرده بود. در کینروی، در مرز با هلند، یک قتل مضاعف رخ داد. مارلی شاپندونک 35 ساله در اعماق شب همراه با پسر عمویش به قتل رسید. دوست پسر سابق او اریک وی (56) در زندان است.
† ارزیابی خطر خشونت خانگی می تواند و باید بهبود یابد.
اما ویم ون د وورد، هماهنگ کننده فلاندری خط کمک 1712، امیدوار است که ما بیش از حد بر موارد شدید تمرکز نکنیم و در نتیجه خشونت را در زندگی خود به حداقل برسانیم. احتمال اینکه در یک رابطه قربانی خشونت، تجاوز و تحقیر شوید، هنوز چندین برابر بیشتر از آن است که در خیابان تجربه کنید. ابر رابطه صورتی برای بسیاری از افراد وجود ندارد.
ما سال ها است که آگاهی را در مورد خشونت شریک زندگی افزایش می دهیم، چرا کافی نیست؟
ما هنوز تمایل داریم فکر کنیم که خشونت متعلق به افراد دیگر است. واقعیت این است که همه ما شانس زیادی برای قربانی، مجرم یا شاهد خشونت شریک زندگی خود داریم.
داستانهای روزنامهها تراژدیهای عظیمی هستند. ما به ندرت در مورد آن ضربه ای که در حین مشاجره می افتد، بشقاب شکسته می شنویم، شریکی که بعد از تحقیر دیگری احساس می کند تنها یک اینچ قد دارد. خشونت روزانه شریک زندگی بسیار عادی شده است. به یاد داشته باشید: تعداد کمی از داستان ها سیاه و سفید هستند. عشق، محبت و خشونت وجود دارد. این داستان ظریف از خشونت موقعیتی شریک در تضاد با تصویر کلیشه ای است که ما از خشونت شریک زندگی داریم. پسر بد است و یک قربانی خشونت موقعیتی شریک زندگی در 70 درصد موارد تخمین زده می شود، خشونت اجباری و کنترل کننده شریک زندگی کمتر رایج است.
«هم مرد و هم زن میتوانند مجرم باشند. این بیماری در همه خانواده ها صرف نظر از وضعیت اجتماعی یا اقتصادی رخ می دهد. عوامل خطر نقش بسیار بیشتری ایفا می کنند: استرس، یک رویداد مهم زندگی، الکل و مواد مخدر، مسکن نامناسب، فردی که نیاز اساسی به مراقبت دارد، سردردهای مالی.
آیا این نیز دلیلی است که گاهی اوقات به نظر می رسد پلیس اینقدر دیر وارد عمل می شود؟
پلیس ما هر ماه 3500 گزارش خشونت خانوادگی دریافت می کند. این یکی از گزارش هایی است که او اغلب دریافت می کند. مطمئناً می توان کارهای بیشتری برای ارائه یک پاسخ ساختاری به این موضوع انجام داد. با این حال، کمیته P خاطرنشان می کند، برخی از افسران پلیس آموزش کافی برای مقابله با این موضوع را ندارند. آگاهی از مشکل، عوامل خطر، آگاهی از نقشه اجتماعی که بتواند به آن ارجاع دهد، چگونه می توانند کاری انجام دهند اگر مشکوک هستند اما شکایتی وجود ندارد، اگر کودکان درگیر آن هستند چه می شود. آنها همه نقاط کار هستند.
داستانی که اکنون میگویید بسیار پیچیدهتر از مفهوم زنکشی است که میگوید زنان به قتل میرسند. زیرا آنها زن هستند
«زنکشی یک مفهوم سیاسی مفید است. ایجاد آگاهی مفید است. و باید نامی برای پدیده گذاشت. مطمئناً میتوانید از آن برای جوامع یا کشورهایی استفاده کنید که قتلهای ناموسی در آنها ادامه دارد، یا برای تفسیر داستانهای آمریکای لاتین که در آن ماچیسمو حاکم است. چنین عواملی منجر به حجم عظیمی از خشونت علیه زنان می شود، زیرا آنها زن هستند.
† تعقیب، تهدید و قتل توسط شریک سابق. چطور ممکن است دوباره اتفاق بیفتد؟
اما شما نمی توانید از این مفهوم برای شناسایی همه اشکال احتمالی خشونت شریک جنسی استفاده کنید، حتی اگر منجر به قتل شود. تفاوت ظریف مورد نیاز است. اگر فقط از دریچه شوهر اجباری و زن ستیز که همسرش را با خشونت سرکوب می کند به خشونت شریک صمیمی نگاه کنیم، بسیاری از اشکال خشونت شریک زندگی را از دست خواهیم داد. ما در این پیچیدگی کمک می کنیم. شما نمی توانید خشونت اجباری شریک و خشونت شریک موقعیتی را با هم ترکیب کنید، هر دو سزاوار یک رویکرد کاملا متفاوت هستند.
آیا پس از آن کمک باید در برابر قوه قضائیه پیش قدم شود؟
نه، آنها مکمل یکدیگر هستند. عدالت و کمک باید بیشتر ملاقات کنند. در بخش مراقبت مانند 1712 و CAWs، مردم عمدتاً خود را داوطلبانه نشان می دهند. امکان اجبار برای شروع تحقیقات یا طرح شکایت باید باقی بماند. ایمنی باید در اولویت باشد، اغلب کودکان درگیر هستند، بنابراین یک بازوی قوی لازم است.
“زوج ها نیز به راهنمایی نیاز دارند. یادگیری نحوه برخورد با پرخاشگری در یک رابطه، ارائه بینش به آنها در مورد مارپیچ خشونت بسیار مهم است. وجود ندارد پیروزی سریع در پیشگیری و مقابله با خشونت شریک صمیمی. این خیلی گسترده است. از هر هفت زن یک نفر و از هر ده مرد یک نفر هر سال خشونت شریک جنسی را تجربه می کنند.
آیا کمک ما بیش از حد بر آن اقلیت، آن خشونت اجباری شریک زندگی توسط یک مرد متمرکز شده است؟ آیا این فضای کافی برای قربانیان مرد باقی می گذارد؟
از تماسهایی که دریافت میکنیم، از هر هفت نفر یک نفر مرد است: این قابل چشم پوشی نیست. راه حل این است که در دسترس باشد، بدون فرضیات، بدون کلیشه.
اولین سایتی که الان باید روی آن کار شود چیست؟
لیست های انتظار هنوز موانع زیادی برای قربانیان وجود دارد. آنها از عواقب آن می ترسند، برای امنیت خودشان، شرم است، ترس از دست دادن آنچه دارید وجود دارد. اقلیتی جرأت می کنند که این گام را بردارند و سپس با لیست های انتظار چند ماهه مواجه می شوند، در حالی که مشکلات اغلب بسیار حاد و بحرانی هستند. در 1712 ما خیلی راحت کار می کنیم، اما گاهی اوقات نمی توانید وارد شوید. این باید در اولویت باشد.