رامشتاین اوستنده (و خودش) را کباب می کند

رامشتاین به اوستنده آمد، دید، آتش زد و فتح کرد.

“تو یه بیدمشک داری، من دیک دارم، پس مشکل چیه، سریع انجامش بدیم.” اگر به دنبال عمق بودید، دیروز نباید در اوستنده باشید. و چه کسی یک رویکرد دقیق را دوست ندارد. اما زندگی به اندازه کافی سخت است، بنابراین برای بسیاری ممکن است در یک عصر چهارشنبه در ماه اوت نیز ساده باشد.

اوستنده یک سایت رویداد جدید دارد و شهر می خواهد سالی یک بار یک گروه بزرگ در آنجا اجرا کند. یا دو بار اگر آن مگا گروه دو بار پشت سر هم بزند، مثل Rammstein دیروز و امروز. فرودگاه اوستند در طرف دیگر سایت قرار دارد و باید برای رامشتاین احساس آشنایی داشته باشد. از این گذشته ، گروه آلمانی نام خود را از شهر رامشتاین گرفته است ، جایی که در یک نمایشگاه هوایی در پایگاه هوایی در سال 1988 تصادفی رخ داد. هفتاد نفر کشته شدند. آیا به این موضوع اشاره کرده‌ایم که اگر یک رویکرد دقیق را دوست دارید، نباید دیروز در اوستنده باشید؟ گروه همچنین می توانست خود را Rampstein بنامد، اما با یک m اضافی به Rammstein تبدیل شد.

اگر 40000 نفر با یک تی شرت Rammstein راه نمی رفتند (10000 نفر دیگر نیز عمدتا مشکی پوشیده بودند)، ممکن بود فکر می کردید که در Tomorrowland با منظره صحنه به پایان رسیدید. شبیه گروه کر یک کلیسا به نظر می رسید، اما با ظاهری استیمپانک – و خدایان که آن را می پرستیدند نیز کاتولیک کمی داشتند.

برای خوشامدگویی به مردم، دوآبلار نواختند: دو پیانیست فرانسوی با کت و شلوارهای پر زرق و برق که روی صحنه کوچک بین حضار، کاور آهنگ های رامشتاین را به صورت ابزاری می نواختند. برای بسیاری از حاضران، مانند نسیم دریایی بود. اما چیزی داشت، به خصوص با «Mein Herz brennt» و «Ohne dich». و بنابراین خود رامشتاین هنوز باید شروع می کرد و 9 تا از آهنگ های آنها گذشته بود. قوی!




رامشتاین زمین را به آتش می کشد.

عکس: کوئن باترز



همانطور که یک گروه آلمانی می تواند وقت شناس باشد، آنها آن را شروع کردند. با قطعه ای از “موسیقی برای آتش بازی سلطنتی” توسط هندل، سپس ضربان طبل و بلافاصله شعله های آتش، آتش بازی و مقدار زیادی دود سیاه. زیرا اکنون همیشه خواهید دید: چهارشنبه گرم ترین روز آگوست بود و گروهی روی صحنه بود که دوست دارد شعله های آتش را لیس بزند. و باور کنید: گرما از دور قابل لمس بود. اگر یک ارتباط با علت گرمایش زمین وجود داشته باشد، رامشتاین است.

ناپایداری و سینه های بزرگ

آنها آن را با “Armee der tristen” و “Zick zack” از آلبوم جدید شروع کردند Zeit، اما با “پیوندهای 2 3 4” به سرعت به مجموعه‌ای روی آوردند که عمدتاً از سه آلبوم اول و آلبوم قبلی خود با نام خود در سال 2019 استفاده می‌شد. تقریباً همه آن آهنگ‌ها عالی به نظر می‌رسیدند، بدون حتی یک دروغ نادرست. توجه داشته باشید، بدون یک خراش روی زره ​​آنها. اما طرفداران Rammstein فقط برای غرش کردن همراه با موسیقی و پرتاب آبجو و چیپس نمی‌آیند، بلکه برای سرگرمی‌های حاشیه‌ای نیز می‌آیند، و Rammstein کسی را برای این کار استخدام نمی‌کند، اعضای گروه فقط از آن مراقبت می‌کنند. به عنوان مثال، کیبورد، کریستین لورنز را در نظر بگیرید: آقای. Bean of the band که گاهی دویدن روی تردمیل را با کیبوردش ترکیب می کرد (واقعاً!). در طول “Mein teil” او داخل یک دیگ بزرگ (و یک لباس نسوز) خزید، پس از آن، خواننده تیل لیندمن سعی کرد او را با شعله‌افکن‌هایی در اندازه‌های مختلف کباب کند (یک توپ واقعی در پایان). ممکن است این عمل تند در کنسرت‌های آن‌ها یک کلاسیک باشد، اما احتمالاً در Het Wit Paard در Blankenberge خودش را نشان می‌دهد.

رامشتاین اوستنده (و خودش) را کباب می کند




لحظه ای نادر بدون آتش.

عکس: کوئن باترز



به هر حال، این تنها نمایش تئاتر نبود، به نظر می رسید ما در تئاتر عان زی به پایان رسیدیم، زیرا در حین نمایش “عروسک” نیز آتش سوزی شد، اما سپس در یک کالسکه عروسکی غول پیکر. و در طول «بیدمشک» (به جمله ای که این مقاله را شروع کرد، نگاه کنید)، لیندمان روی اسلحه ای نشست که بسیار شبیه اندام تناسلی مردانه بود، و فوم سفید را به تماشاگران پاشید. آیا به این موضوع اشاره کرده‌ایم که اگر یک رویکرد دقیق را دوست دارید، نباید دیروز در اوستنده باشید؟

اعمال دیگر؟ گیتاریست ریچارد Z. Kruspe به خود اجازه داد تا در برج بلند شود و از آنجا جمعیت را با یک نسخه رقص (نه چندان خوب) از ‘Deutschland’ راند. خدا برای یک لحظه متالهد نبود بلکه یک دی جی بود. اما نسخه گیتاری که بلافاصله بعد از آن منتشر شد را به ما بدهید، زیرا چه آهنگ مزخرفی است. برای اولین شماره بیس، سپس همه با هم روی صحنه کوچک بین تماشاگران ایستادند و “Engel” را همراه با Duo Abelard نواختند، پس از آن آنها (به جز لیندمان) به سه قایق لاستیکی بزرگ خزیدند و به همین ترتیب بر روی دریای مردم برگشتند. به سمت شناور روی سکو. لیندمان در آنجا از آنها استقبال کرد و علامتی با آنها نشان داد ‘خواهد آمد’و در پشت … “در آن دانکلهایت”.

Rammstein بیش از حد، خنده دار، مضحک، قانع کننده، بزرگتر از بزرگ، و عالی ترین در همه چیز بود. این کنسرت بود، سیرک بود، کاباره بود، تئاتر بود، نمایش جادویی بود، اجرا بود، متال بود، هاردکور بود، صنعتی بود و رقص بود. و بلند، آنقدر بلند بود که حتی بدون سمعک در خانه سالمندان دقیقاً در کنار سایت آن را شنیده بودند – و دکمه صدا حتی از بیس استشمام می شد.

در پایان کنسرت، اعضای گروه را دیدید که یکی یکی از صحنه پایین می‌آیند و دوربینی به دنبال آنها می‌آید که به نظر می‌رسد همه آنها روی صندلی‌های یک جاذبه نمایشگاهی زیر صحنه نشسته‌اند. بعد دیدیم که دوباره در گوشت روی آن صندلی ها ظاهر شدند که آرام آرام در برج تریبون بالا رفتند. مثل معراج رامشتاین بود. آنها با صدای بلند در هوا ناپدید شدند و ناگهان اعتبارات روی برج دیده شد. انگار تازه داشتیم فیلم می دیدیم.

آتش هنوز به آرامی دود می کرد.

Rammstein، در Ostend در 4/7 دیده شد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *