همسایه من در محل کمپ زمانی که احساس کردم باید به او توضیح دهم که چرا ناهار من اینقدر متناقض است، گفت: “اگر یکنواخت بود، تعطیلات نبود.” ما یک روز کامل را زیر همان شاه بلوط از موج گرما پنهان کردیم، من با یک رمان، او با مجموعه ای از مجلات فناوری اطلاعات. او هرگز پس از آن جمله عاقلانه سکوت دوستانه بین ما را نشکست. من دوست دارم وقتی از تمایلم برای یافتن یک خط داستانی قوی در همه چیز خسته می شوم به آن فکر کنم: در طول تعطیلات شما باید بتوانید خود را از آن هم راحت کنید، حداقل در مسائل آشپزی. اما اگر می خواهید، می توانید به خوبی از این منوی هفتگی پر از تاپاس برای قرار دادن مجموعه ای پیچیده از میان وعده ها روی میز استفاده کنید.