او برای احیای دختر همسایه کمک کرد، اما ف. ۱۱ ساله نتوانست نجات پیدا کند. فرانک پیپرت، پلیس سابقی که بعد از شنیدن سه گلوله در خیابانش عصر دوشنبه برای کمک رفت، می گوید. او درباره خانواده آسیب دیده می گوید: «آنها همسایه های خوبی هستند. “من هرگز چیزی در مورد مواد مخدر متوجه نشده ام.”
فرانک پیپرت عصر دوشنبه در حال تماشای تلویزیون و مطالعه بود که حدود ساعت 6:30 بعد از ظهر سه ضربه شدید شنید. همسایه خانواده ای که یک دخترش را از دست داده است، می گوید: به عنوان یک افسر پلیس سابق، می توانم تفاوت بین یک انفجار معمولی و شلیک گلوله را بشنوم. در آن لحظه دخترش قصد داشت برای کلاس رقص برود، اما پایپرت جلوی آن را گرفت. او و همسرش را به طبقه بالا فرستاد در حالی که به بیرون رفت تا نگاه کند.
قابل نجات نیست
پایپرت می گوید: «من چیزی ندیدم. هیچ چیز خاصی برای دیدن در خیابان وجود نداشت، هیچ کس در حال فرار یا رانندگی نبود. هیچ حرکتی دیده نمی شد. تا اینکه حرکتی در همسایه ها دید. پدر کودک و دو دخترش در حالت هیستریک از خانه خارج شدند. کوچکترین دختر مورد اصابت قرار گرفته بود، آنها گریه می کردند و کمک می خواستند.
او به همراه همسایه ای که در خانه آن طرف زندگی می کند به کمک شتافت و شروع به احیای دختر کرد. آن موقع هنوز نفس می کشید. تمام زمین خون بود، اما روی خود کودک چیزی ندیدم. شما زخم گلوله ای ندیدید. وقتی اورژانس رسید و از آنها تحویل گرفت، دیگر دیر شده بود. دختر فراتر از نجات بود.